1/24/09

Soil and Soul

(I)
Our land is emerald,
But in the deserts of the exile,
Successive springs,
Sprinkle nothing but poison.
What should we do with our love?
While our eyes and mouths are filled with iced soil and dew

سرزمین ما زمرد است
ولی در بیابان های تبعید
بهارهای پیاپی
جز زهر بر چهره ی ما نمی پاشد
با عشق خود چه کنیم
در حالی که چشم ها و دهانمان پر از خاک و شبنم یخ زده است.
-------------------------------
(II)
As long as deep in the heart,
The soul of a Jew yearns,
And forward to the East
To Zion, an eye looks
Our hope will not be lost,
The hope of two thousand years,
To be a free nation in our land,
The land of Zion and Jerusalem.

از صمیم قلب
روح یهودی اشتیاق دارد
و به سوی شرق، به صهیون،نگاهی می اندازد
امید ما هرگز از بین نخواهد رفت
امید دو هزار ساله
تا ملتی آزاد در سرزمینمان باشیم
سرزمین صهیون و اورشلیم
--------------------------------

4 comments:

simin said...

nothing to say...

Hossein said...

سلام

همینقدر توانم گفت که:1

بشنويد اي دوستان اين داستان
خود حقيقت نقد حال ماست آن
نقد حال خويش را گر پي بريم
هم ز دنيا هم ز عقبي بر خوريم

نيست وش باشد خيال اندر جهان
تو جهاني بر خيالي بين روان
وز خيالي صلحشان و جنگشان
بر خيالي نامشان و ننگشان

شاد زی

Elias said...

از احساسات صهیونیستیت با خبر بودم ولی نه اینقدر

Anonymous said...

خيلي دوست دارم باهات بيشتر آشنا بشم.فكر كنم هم شهري ياشيم
n.sobhani@yahoo.com